تقدیم یه روح مادرم ... همانکه چون فرشته ای به آسمان پرکشید ..
و تقدیم به پدر بزرگ و مادر بزرگم که مرا بعد از خدای مهربان با تمام وجود برایم خدایی کردند ..
و تقدیم به شما دانش آموزان مهربان و بزرگواری که هنوز صدایتان را در کلاس درس و زندگی می شنوم که :
برپا .................آقا سلام ...
و همه همکاران بزرگوار فرهنگی که در طول سالهای دانش اموزی تا سال 96 دانش آموز انها بودم و در سنگر تعلیم و تربیت با هم به جنگ جهالت و نادانی رفته بودیم
--------------------------------------------------
به نام خدا
امروز برایم روزی به یاد مندنی است . نقطه عطفی در زندگی و حرکت در پیچی مهم و سرنوشت ساز از هزار راه زندگی ..
و امروز بعد از 30 سال یعنی 10950 روز خدمت در نهاد مقدس تعلیم و تربیت بازنشسته می شوم .
روزی که آ خرین ابلاغم را گرفتم هیچ گاه احساس نمی کردم این ابلاغ متفاوت از سایر ابلاغ های گذشته ام باشد اما با گذشت روز ها و هفته های پی در پی خودم را در اولین سال خدمتم احساس کردم ..
30 سال خدمت در آموزش و پرورش برایم به خیر و خوشی گذشت یعنی 25951680 دقیقه مفید از عمرم را در بهترین و مقدس ترین و حیاتی ترین و ریشه دار ترین و فراگیر ترین نهاد اجتماعی و در میان گلهای باغ زندگی این جامعه عزیز و محترم ولی محروم نگاه داشته ، گذرانیدم و به ندرت از این خدمتم گلایه داشتم .گرفتاری ها و نابسامانی ها و تلخی های شخصی و محیط کاری ، هیچ گاه نتوانست مرا از لذت این خدمت بی ریا باز بدارد .
هیچ مزدی در این همه مدت به اندازه لبخند و سلام و برپاشدن سر کلاس توسط دانش اموزانم نتوانست مرا به ادامه کارم تشویق کند . با اینکه در اولین روزی که&
برچسب:
نویسنده: مهراد رادمنش
تاريخ: يکشنبه
2 بهمن
1401 ساعت: 16:17